الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
20
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نكتهها : 1 - چرا يوسف خود را به برادران معرفى نكرد نخستين سؤالى كه در ارتباط با آيات فوق پيش مىآيد اين است كه چگونه يوسف خود را به برادران معرفى نكرد ، تا زودتر او را بشناسند و به سوى پدر بازگردند ، و او را از غم و اندوه جانكاه فراق يوسف در آورند ؟ اين سؤال را مىتوان به صورت وسيعترى نيز عنوان كرد و آن اينكه هنگامى كه برادران نزد يوسف آمدند ، حد اقل هشت سال از آزادى او از زندان گذشته بود ، چرا كه هفت سال دوران وفور نعمت را پشت سر گذاشته بود كه به ذخيره مواد غذايى براى سالهاى قحطى مشغول بود ، و در سال هشتم كه قحطى شروع شد يا بعد از آن برادرها براى تهيه غله به مصر آمدند ، آيا لازم نبود كه در اين هشت سال ، پيكى به كنعان بفرستد و پدر را از حال خود آگاه سازد و او را از آن غم بىپايان رهايى بخشد ؟ ! بسيارى از مفسران مانند طبرسى در مجمع البيان ، و علامه طباطبائى در الميزان ، و قرطبى در تفسير الجامع لاحكام القرآن ، به پاسخ اين سؤال پرداختهاند و جوابهايى ذكر كردهاند كه به نظر مىرسد بهترين آنها اين است كه يوسف چنين اجازه اى را از طرف پروردگار نداشت ، زيرا ماجراى فراق يوسف گذشته از جهات ديگر صحنه آزمايش و ميدان امتحانى بود براى يعقوب و مىبايست دوران اين آزمايش به فرمان پروردگار به آخر برسد ، و قبل از آن خبر دادن را يوسف مجاز نبود . به علاوه اگر يوسف بلافاصله خود را به برادران معرفى مىكرد ، ممكن بود عكس العملهاى نامطلوبى داشته باشد از جمله اينكه آنها چنان گرفتار وحشت حادثه شوند كه ديگر به سوى او بازنگردند ، به خاطر اينكه احتمال مىدادند يوسف انتقام گذشته را از آنها بگيرد .